گزارش برنامه کوه رود
به نام خدا
گزارش برنامه کوه رود فردوس(کجه) ارتفاع ۲۰۰۰متر از سطح دریا
سرپرست برنامه : مصطفی زیتونی
افراد شرکت کننده آقایان :مصطفی زیتونی،عیسی جعفرزاده(محیط بان)،محمد نجاری،محسن آشناوه
نکاتی در باب کوهنوردي
کوهنوردي شايد تنها شکل گردشگري ورزشي باشد که فصل و زمان و آب و هوا نمي شناسد. براي طبيعت گردان کوهنورد، سفر در برف همان قدر جذاب است که کوهپيمايي زير تيغ آفتاب باشکوه است. با اين حال کوهنوردي ريزه کاريهايي دارد که بايد از آنها باخبر باشيد.
در يک کوهنوردي زمستاني، بهمن، سرمازدگي، سر خوردن، كولاك و گم شدن در مه خطراتي هستند که سايه به سايه شما پيش ميآيند و هر قدر بالاتر ميرويد، ريسک وقوع آنها هم بيشتر ميشود! بنابراين علاوه بر داشتن تجربه و ابزار لازم در چنين سفري، شما نياز به يک همراه با تجربه داريد.
گروهي سفر کردن نخستين سفارش با تجربهها است. هرگز تنها به كوه نرويد به ويژه اگر زمستان است! اين قاعده براي مبتدي ترها در فصلهاي ديگر سال هم صدق ميکند. يادتان باشد که يك كوهنورد با تجربه هم ممكن است به دليل پيچ خوردن پايش نتواند حركت كند و اگر همراه نداشته باشد ممكن است جان خود را از دست بدهد، كوهنوردي يک ورزشي گروهي است و هر قدر هم که اهل تنهايي سفر کردن باشيد، در اين مورد نمي شود يکه تازي کنيد.
شیرکوه 4075 استان یزد
به نام خدا
گزارش برنامه شیرکوه یزد ارتفاع 4075 متر از سطح دریا
سرپرست برنامه : مرتضی عصاری
افراد شرکت کننده آقایان : امین اجتهادی مهدی ژیان پور احسان مخلصی جناب اسد اللهی و بچه های با صفای انجمن کوهنوردان زنجان و گروه فراز مشهد
طبق وعده ای که به دوستان داده بودم مبنی بر صعود به شیرکوه و تماس بچه ها و شروع محرم و عزاداری سید و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام و دیدن عزاداری توی شهر یزد و تماس با بچه های یزد و هماهنگی بابت صعود به شیرکوه رو برای 8 الی 10 محرم انجام دادیم تا هم از مناظر شیرکوه بهره بگیریم هم از دیدن عزاداری شهر یزد بهره مند بشیم.
با قراری که با همنورد خودم سعید انتظاری گرفتم قرار شد که ما رو با بچه های زنجان که اونها هم قرار بود بیان برا صعود هماهنگ شدیم . با صحبت با بچه های گروه قرار شد پنشنبه شب به سمت یزد راه بیفتیم بچه ها از مشهد راه افتادن و منو هم سر راهشون سوار کردن صبح ساعتای 6 رسیدیم یزد با گشتی که توی امیر چخماق و مسجد جامع زدیم رفتیم سمت بچه های زنجان که منتظر ما بودن برا همراهی تا منطقه .
به ترمینال که رسیدیم با خوش رویی از ما استقبال کردن که خصلت خوب برادرای ترکمون بود . سوار مینی بوس شدیم و رفتیم تا روستای ده بالا تقریبا ساعتای 2 بود قرار شد نهار و نماز رو اونجا باشیم و راه بیفتیم سمت کوه .
ساعت 3 شد و حرکت کردیم به سمت جانپناهی که با همراهی سرقدم یزدی ما جناب اسداللهی بود آرام و شکیل و با صبوری خاصی بود که لذت همراهی با مسیر و استفاده از مناظر رو که برف هم نشسته بود بیشتر میکرد .
پای چشمه ای که ما رو به ترکردن لبمون میخوند آبی گوارا رو که طعمی محشر داشت خوردیم و به استراحت ده دیقه ای نشستیم . با فرمان سرقدم راه افتادیم و شیب نفس گیر شیرکوه شروع شد در همون ابتدا دوستانی که از آمادگی کمتری برخوردار بودند با گفتن کی میرسیم لبخندی رو بر لب ما گذاشتن و با عبور از شیب اول و راهرو کنار دیواره های محشر و سر به فلک کشیده و اندکی تامل برای رسیدن همه گروه به ابتدای دره نجیب رسیدیم در کل این مسیر یاد بچه های بیرجند و صعود 2 سال پیش و حجم برفی که داشت منو قلقلک داد که در جا هایی که قبلا عکس انداخته بودم عکس دیگه ای بندازم.
دره نجیب رو اوایل شب بهش خورده بودیم با توجه به این که آذر ماه بود و دهه اول محرم دوستان گاها نوحه هایی در وصف جمال امام حسین ع به لهجه شیرین آذری سر میدادن و با ترجمه اون ما رو به تجدید روحیه سوق میدادن .
در مسیر چند باری استراحتی کوتاه داشتیم تا همه با هم حرکت داشته باشیم توی راه داشتم از خطر بهمن و راه های مقابله با بهمن میگفتم و دوستان هم تجربیاتشون رو ایراد میکردن که برای من هم مفید بود .
زیبایی برف و تاریکی شب و شیب نسبتا زیاد دره و نور هدلایت هایی که روی برف بود مناظر بسیار زیبایی رو برام به یادگار در ذهن حکاکی کردن که از وصفشون هر چه بگم کم گفتم . ساعتای 7:30 بود که دره نجیب رو بالا اومدیم و تقریبا 8:15 با دیدن جانپناه بیتاب یه استراحت دلنشین در یه شب سرد کوهستانی شدیم .
قرار شد صبح به سمت قله یورش برده و ظهر نهار رو در برگشت از جانپناه میل کرده و بعد هم برگردیم . اما با روشن شدن هوا و مه غلیظ و احتمال کولاک و مشوت با راهنما و بچه هایی که تو کمپ بودن وتصمیم بچه های زنجان به بازگشت ساعتای 9 بعد گپ و گفتگو و عکاسی از مناظر زیبای اطراف جانپناه راه افتادیم به سمت پایین برای خود من هرگز قله مقصد نهاییه یه برنامه خوب نبوده قله رو اونوقتی صعود میکنم تا همه شرایط تیم مساعد و هیچ خطری وجود نداشته باشه .
ساعت حدود 9:30 به اول دره نجیب رسیدیم و ساعتای 10:40 به انتهای دره نجیبی که ارتفاع برف بیشتر از شب قبلش بود بدون حادثه پشت سر گذاشتیم .
برگشت با فاصله از گروه و تند تر خودمون رو به محل چشمه رسوندیم . تا بیشتر از مناظر استفاده کنیم . با رسیدن گروه و دیدن کوه روبرو که برفخانه نام داشت و توده ابری که با آفتاب دست و پنجه نرم میکرد برای بودن با شیرکوه و مناظر زیباش خداحافظی کردیم و ساعتای 1 به تکیه روستای ده بالا رسیدیم با خداحافظی از جناب اسداللهی سوار بر مینی بوس شده و به سمت تفت و سپس یزد به راه افتادیم قرار شد عاشورا رو در یزد بمونیم که با تماس بچه ها با خانواده ها و این که روز بعد عاشورا بچه ها باید سر کار باشند با یزد خداحافظی کردیم و نزدیکای صبح به فردوس رسیدیم .
با تشکر از سعید انتظاری عزیز بابت هماهنگی با بچه های زنجان و سرقدم و راهنمای برنامه جناب اسداللهی و آرزوی صعودی دوباره در کنار همدیگر
تصاویر در گزارش های بعدی به امید خدا
دماوند بام ایران زمین ارتفاع 5671 متر از سطح دریا
گزارش صعود به قله دماوند (مسیر جنوبی)
گروه کوهنوردی کوهیاران و تیم هیئت کوهنوردی فردوس
اعضای شرکت کننده : مرتضی عصاری، محمد نجار سه قلعه ، محمد علی خاکسار ، مهدی ژیانپور، امین رضا اجتهادی ، احسان مخلصی، سعید الهی
سرپرست برنامه : مرتضی عصاری
مسئول فنی : امین رضا اجتهادی
شرح برنامه:
طبق برنامه ای که از قبل برای صعود به قله دماوند مطرح گردیده و برنامه ریزی شده بود،تصمیم گرفتیم که در تاریخ 20/6 /1391 به منظور صعود به قله دماوند به سمت تهران حرکت نمایییم.
برنامه حرکت ما بدین صورت بود که در ساعت 19 روز دوشنبه 20/6/1391 به سمت تهران حرکت نمودیم . طبق هماهنگی هایی که جناب آقای عصاری سرپرست گروه با یک خودرو ون انجام داده بودند،پس از پیاده شدن از اتوبوس به سمت شهر پلور که در 70 کیلومتری شهر تهران و در مسیر جاده هراز قرار دارد حرکت نمودیم.با توجه به ترافیک مسیر و شلوغی جاده حدود ساعت 13 به پلور رسیدیم.وعده ما با خودرو نیسانی که قرار بود ما را تا گوسفد سرا یا مسجد صاحب الزمان ببرد در محل کمپ فدراسیون گذاشته شده بود.حرکت ما همراه بود با هم راهی دو کوهنوردی که اهل شهر کاشان که تا بارگاه سوم همراه ما بودند.
پس از طی مسیری حدود یک ساعته به گوسفند سرا رسیدیم.صرف ناهاری مختصر و تحویل کوله های اضافه به مسول حمل بارها حدود دو ساعت زمان برد.برای حمل کوله ها توسط قاطر ها برای هر کوله مبلغی حدود 30 هزار تومان در یافت می شود.در ساعت 15 روز سه شنبه 21/6/1391 از گوسفند سرا به سمت بارگاه دوم حرکت نمودیم.در طول مسیر زیبایی های مسیر ما ر ا مجذوب خود کرد که حس بسیار زیبایی در همه ما ایجاد کرده بود. غروب خورشید و ابر هایی که انگار ما را از سطح زمین جدا کرده بودند تصاویری بی بدیلی بودند که چشم هر نظاره گری را مجذوب خود می نمود.
با تاریک شدن هوا و در ساعت 19 به بارگاه سوم رسیدیم.با محمد دوست عزیز و قدیمی مان که مسئول جانپناه بود احوال پرسی کردیم وپس از صرف شام ،شب را در جانپناه گذراندیم.
روز چهارشنبه 22/6/1391 ،روز استراحت و تجدید قوا برا صعود روز بعد بود. طول روز بیشتر به گشتو گذار در محیط اطراف چانپناه سپری شد.با رسیدن ظهر جانپناه مملو از کوهنوردانی که برا صعود آمده بودن گشت.جمعیتی حدود 300 نفر در منطقه حضور داشتند که اکثرشان در محل های پیشبینی شده برای نصب چادر اقدام به برپایی کمپ کردند.غروب خورشید و ابر های دشت زیر پایمان تصویری زیبا ایجاد می کردند.
بنا به توصیه سرپرست عزیزمان شب کوله های حمله را آماده نمودیم تا صبح به موقع به سمت قله حرکت نماییم.
صبح روز پنشنبه 23/6/1391 در ساعت 6 صبح و روحیه هایی مملو از انرژی به منظور صعود دماوند به سمت قله حرکت نمودیم.در مسیر حرکت به سمت قله وجود جمع زیادی از کوهنوردان و مشاهده همنوردان عزیز لذت وصف نشدنی برایمان داشت.مخصوصا مشاهده دو کوهنورد معلول که با وجود معلولیت در قسمت پا و با عصا، با اراده قوی خود به سمت قله حرکت می کردند.
باد شدید در مسیر صعود و بوی گوگرد باعث ازار می شد که استفاده از کلاه طوفان این مشکل را نیز برطرف نمود.
پس از طی مسیری حدود 5/6 ساعته در ساعت 12:30 موفق به صعود قله شدیم.باد و سرمای شدید باعث شد که فقط 10 دقیقه بر بالای بام ایران بمانیم و به محض گرفتن عکس های یادگاری گروهی و شخصی به سمت پایین حرکت بنماییم.
با توجه به شن اسکی بودن مسیر برگشت، زمانی حدود 3 ساعت برای برگشت کافی بود.پس از برگشت به جانپناه و استراحتی مختصر آماده خواب شدیم.آماده کردن کوله ها برای حرکت صبح به سمت پایین اولویت ما قبل از خواب بود.
صبح روز جمعه 24/6/ 1391 و در ساعت 5 صبح به سمت جانپناه مسجد صاحب الزمان حرکت نمودیم.طی قرار برگشتی که با خودرو نیسان گذاشته بودیم در ساعت 8 صبح به بارگاه رسیدیم.حرکت با نیسان و برگشت تا پلور همراه با خداحافظی از دماوند بود و قول برای سال آینده.به محض رسیدن به پلور سوار بر ون به سمت تهران بازگشتیم.در ترمینال جنوب و در ساعت 13:30 سوار بر اتوبوس های عمومی فردوس شده و با کوله باری خاطره به فردوس بازگشتیم.با توجه به تاخیر هاییکه اتوبوس در طول مسیر داشت در ساعت ۶ صبح روز شنبه به فردوس رسیدیم.
در پایان از تمامی دوستانی که در این برنامه حضور داشتند تشکر و قدر دانی نموده و صعودشان را تبریک عرض می نماییم.
پی نوشت :
۱ - با تشکر از امین اجتهادی بابت گزارش خوبش
۲- تشکر ویژه از دوست خوبم سید مهدی حسینی که در این برنامه ما رو دورادور یاری کرد
۳ - عکس ها در پست های بعدی
بینالود تست قله دماوند
برنامه بینالود ۳۲۰۰ارتفاع تست قله دماوند
سرپرست: امین اجتهادی
آقایان : علی رستمی - علی خاکسار - وحید یاهو شاندیز - سعید الهی - مهدی ژیان پور - مصطفی محمد زاده - مصطفی زیتونی
خانم ها فهیمه سینایی نرگس سینایی وجیهه اخلاقی پور
برنامه ی بینالود صرفاْ جهت آمادگی برای دماوند ترتیب داده شده بود.
صبح روز پنج شنبه ۹/۶/۱۳۹۱به سمت مشهد حرکت کردم و ساعت ۱۴امامت ۲ طبق قرار قبلی حاضر شدیم.
بعد از رسیدن به پای کار کفش و پوشاک مناسب و پوشیدیم و تقسیم باری انجام دادیم و بقول مصطفی محمدزاده از راه مال برو حرکت کردیم.
ناگفته نماند که توی این برنامه جای بقیه بچه هایی که نیومدن مخصوصاْ خود آقا مرتضی واقعاْ خالی بود.
شیب مسیر زیاد بود و بخاطر اینکه یه ساله تمرینای گروه واسه کنکوری بودن اکثر بچه ها کمتر شده و همچنین کوتاهی در کار کردن بقیه ورزشایی که انجام میدادم بطور فجیعی نفس کم میاوردم ولی بچه ها هم کم لطفی نکردن و بار کولمو سبکتر کردن.
تازه سرشب بود که نزدیکای جانپناه مدرس رسیدیم و تصمیم گرفتیم همونجا شام بخوریم که دوست خوبم علی خاکسار ماکارونی ای به ما داد که طعم بی نظیرش هنوز خاطرم مونده
خلاصه بعد ۵ساعت کوهپیمایی تا رسیدیم جانپناه همه ریختیم داخل و مثل گشنه ها شروع کردیم به خوردن و پختن و عکس گرفتن. اسنادشم موجوده
جاتون خالی یه سوپ دست پخت سرپرست و یه کشک دست پخت جناب زیتونی رو خوردیم و علی خاکسار کمپوت گیلاس رو با چنگالی که باهاش ماکارونی خورده بود به همه گیلاس داد.
بعد صرف غذا دستارو رو به بالا گرفتیم و دعاکردیم واقعاْ مناجات با خدا اونم تو دل کوه لطف دیگه ای داره : . . .
آمین گفتیم و رفتیم تو کیسه خوابا که بخوابیم
ساعتای ۷بود که صبحونه رو زدیم و راه افتادیم به سمت قله واقعاْ تموم راه پوشش گیاهی قشنگی داشت و ما نفهمیدیم!
به ارتفاع ۳۰۰۰رسیدیم و کوله ها رو با دوتا از بچه ها گذاشتیم و دوباره حرکت...
توی مسیر به یکی از بچه های گل نیشابور رسیدیم و سعادت آشنایی با ایشونو پیدا کردم و اینجا بود که علی رستمی سرقدم ما شد و تا قله همراهیمون کرد.
گامهایم را محکم تر از پیش برمیدارم و به قامتش که سر به فلک کشیده نگاه میکنم و من او را خواهم پیمود آری باری دیگر کوهی را خواهم پیمود که اکنون در سراشیبی آن قرار دارم . هرچند مسیرش آکنده از خارهاس ولی این مشکلات کوچک مرا ازین صعود باز نخواهد داشت. حال که در فرازش ایستاده ام خارها را دیگر نمیبینم انگار نقاشی طرحی بر زمین زده و آن را آراسته...
در آسمان آبیش با افکارم پرمیگیرم و معنای آزادی را میچشم ...
به جانپناه دوشهید رسیدیم و ساعتای ۴عصر بود که ناهار خوردیم و سریع حرکت کردیم
صدای آیشار هوش از سر آدمی میبرد آبشاری که نوحه ها میسراید و حرفها برای گفتن دارد و چه زیبا خود را برای جشن فرود آراسته او هم نغمه ی رهایی میگوید و باز هوش از سر افکارم پرمیگیرد و دوباره فرود خواهم کرد.
ساعت ۷عصر سوار مینی بوسی که بچه ها تدارک داده بودند شدیم و به سمت نیشابور حرکت کردیم .
از خانم اخلاقی پور بابت گزارش زیباش تشکر میکنم .
گزارش برنامه دنا
بسمه تعالی
برنامه : صعود 3 قله دنا
صعود مشترک گروه کوهنوردی کوهیاران - هیئت کوهنوردی فردوس وهیئت کوهنوردی سمیرم اصفهان
سرپرست : مرتضی عصاری
مسئول فنی : امین رضا اجتهادی
اعضای شرکت کننده : آقایان مرتضی عصاری – احمد راهی – محسن آشناوه محمد علی خاکسار – مهدی ژیان پور – امین رضا اجتهادی - مجتبی پیرمرادیان
خانم ها : فاطمه محمد میرزایی - محبوبه محمد میرزایی – سمانه پیرمرادیان
برنامه حرکت به گونه ای بود که در روز پنج شنبه 26/5/1391 در ساعت 30/15 از مشهد به سمت اصفهان با اتوبوس بین شهری حرکت کرده و پس از طی مسیری حدود 19 ساعت به ترمینال کاوه اصفهان در صبح روز جمعه 27/5/1391 ساعت 9 صبح رسیدیم . پس از حرکت به سمت ترمینال شهر و برای سوار شدن با اتوبوس های شهر سمیروم در ساعت 30/10 به انجا رسیدیم که متاسفانه اتوبوس ساعت 10 حرکت کرده بود ، پس تا ساعت 12 منتظر سرویس بعدی ماندیم ، فاصله حرکتی بین سمیروم و اصفهان حدود 150 کیلومتر میباشد که حدود 2 ساعت زمان میبرد . در ساعت 30/13 به سمیروم وارد شدیم . راهنما و دوست عزیزمان آقای مجتبی پیرمرادیان به همراه هم نوردان عزیزشان آقای وحید پیر مرادیان و خانم سمانه پیر مرادیان در ورودی شهر با مینی بوس اجاره ای به استقبال ما آمدن که پس از رفتن به منزل ایشان و اقامه نماز به سمت منطقه دنا حرکت کردیم . شهر سمیروم که بام شهرهای ایران است ، دارای ارتفاعی حدود 2500 متر از سطح دریا میباشد ، لذا از زیبایی و هوای بسیار دلپذیری برخوردار است . منطقه دنا دارای قلل زیبا و بلندی میباشد که بالغ بر 45 عدد از آنها بالای 4000 متر میباشد . پس از طی مسافتی یک ساعته به روستای خفر رسیدیم که در این روستا باغات سیب به چشم میخورد ، مقصد ما برای شب مانی در طبیعت دره ای به نام دره غلامرضا بود که پس از طی مسیری حدود 5 ساعت به همراه کوله کشی سنگین به آنجا رسیدیم ، در مسیر رودخانه های فراوانی به چشم میخورد که حاصل اب شدن برف های یخچال های طبیعی منطقه بود . همچنین باغات سیب که منبع اصلی درآمد منطقه است چشم هر بیننده ای را به خود مشغول میکرد . پس از طی مسیر در مکانی که در پناه یک صخره بلند بود شب مانی انجام شد ، ارتفاع این مکان حدود 3000 متری بود . صبح شنبه مورخ 28/5/1391 ساعت 8 صبح به سمت بالا حرکت نمودیم ، آقای پیر مرادیان در راه با معرفی چند قله که در مسیر قابل رویت بود به توضیح برنامه فردا پرداختند . در طول مسیر آقای عصاری و پیر مرادیان از غار یخی که در مسیر حرکت بود دیدن کردند که به دلیل نبود امکانات فنی از ورود به آن خودداری نمودند . شب مانی بعدی در حدود 3900 متری و در پای قله ی قزل قله انجام شد که محلی بود که کوهنوردان با هموار کردن آن به عنوان جان پناه از آن استفاده میکردند . در روزی یکشنبه 29/5/1391 روز صعود بود ، پس از طی مسیری یک ساعته به پای قزل قله رسیدیم که با گذاردن کوله ها و فقط حمل کوله حمله و چند رشته طناب به سمت قله حرکت نمودیم .قله دارای ارتفای 4380 متر بود و ازمحیطی بکر زیبا برخوردار بود . کوه قزل قله دارای سنگ های ریزشی و سست بود که باعث کم شدن سرعت گروه گردید ، لذا طی مسیر و صعود حدود 3 ساعت به طول انجامید . پس از برگشت از مسیر و طی مسیر یک ساعته به پای قله بن رود که ارتفاع آن 4330 متر بود رسیدیم ، محیط قله مشرف به دشت بسیاری زیبا و جنگل های بلوط بود که منظره ای بسیار زیبا را برایمان ترسیم میکرد . قله بعدی که قصد صعود آن را داشتیم قله قاچ مستان بود که بلندترین قله منطقه دنا به ارتفاع 4450 متر بود . در مسیر با چند یخچال طبیعی مواجه شدیم که از اندازه بزرگی برخوردار نبودند . اما باعث ایجاد چشمه های بسیاری در پایین دست کوه گردیده بودند . صعود به قله حدود یک ساعت زمان برد که در ساعت 30/5 عصر انجام گردید.
پس از صعود به قله این منطقه در راه برگشت به سمیروم که مسیری حدود 6- 8 ساعته بود با سه یخچال طبیعی مواجه شدیم که به ترتیب 100-200و 700 متر درازا داشتند . به دلیل اصرار صحیح گروه سرپرستی به رعایت نکات ایمنی برنامه برگشت حدود 12 ساعت به طول انجامید . هدف برگشت به سمت شهر سمیروم بود که متاسفانه مقدورنگردید. بنابراین در ساعت 30/5صبح در جان پناه به شب مانی ختم گردید.
صبح روزدوشنبه مورخه 30/5/91 ساعت 30/9از جان پناه به سمت سمیروم حرکت نمودیم پس از طی مسیری 3 ساعته به روستای خفر بازگشتیم و پس از بازگشت به سمیروم و خداحافظی از دوستان عزیزمان به سمت اصفهان حرکت و در ساعت 30/5 سوار بر سرویس های عمومی اصفهان به مشهد به سمت مشهد حرکت کردیم و در روز سه شنبه مورخه 31/5/1391 در ساعت 11 صبح به مشهد رسیدیم .
نکات برنامه :
1- منطقه دارای جاذبه های طبیعی زیادی بود که متاسفانه به دلیل کمبود زمان بسیاری از آنها را دیدن نکردیم .
2- وجود یخچالهای طبیعی باعث سرمای شب می شد ، به صورتی که چشمه های آب درهنگام شب منجمد می شدند .
3- وجود حیوان های وحشی (مانند خرس و گرگ و ...) در منطقه باعث میشد که شب ها گروهی از دوستان به نگهبانی بپردازند ، در طول حرکت به روی یخچال دیدن ردپای خرس اهمیت این موضوع را به همگان نمایان کرده بود.
با تشکر از امین رضا اجتهادی بابت همکاری صمیمانه و تهیه گزارش این برنامه
تست اردوی آمادگی دماوند قله زیبای بینالود شهریور 1391
خط الراس دنا
طبق اعلام برنامه های هیئت کووهنوردی در تقویم ورزشی از مورخ ۲۷/۵/۹۱ لغایت ۳۰/۵/۹۱ عازم سفریم جهت صعود به خط الراس دنا
در این برنامه که به همت تیم منتخب هیئت کوهنوردی فردوس و هیئت کوهنوردی سمیرم به مناسبت فرارسیدن عید سعید فطر و گرامیداشت هفته دولت برگزار میشود حدود ۱۲ نفر از کوهنوردان تلاش خود را برای صعود به سه قله قزل قله ۴۳۲۰ متر بن رود ۴۳۸۰ متر و قاش مستان ۴۴۵۰ متر در مدت ۳ روز انجام خواهند داد .
پیمایش غار بلور به روایت تصویر توسط تیم تخصصی نجات در ارتفاع و فضای های معلق
تاریخ پیمایش 1391/3/13 نفرات:مصطفی زیتونی،حامد آزموده (فردوس)و ابوذر شکیبی (سرایان)

گزارش برنامه پیمایش غار سم و غار نیک
|
|
|
انجمن غارنوردان و غارشناسان ایرانیان گزارش برنامه پیمایش غار سُم ( و غار نیک ) 26 الی 29 خرداد 1391 ژرفا : 406 متر پیمایش غار سُم و غار نیک شرکت کنندگان: 1- بهروز محمدی (اصفهان) سرپرست برنامه 2- عبدالرضا ابراهیمی (کرمان) مسئول فنی و سرپرست تیم دوم 3- کیانوش پدرود (کرج) 4- مهرنوش نورالهی (تهران) 5- ایمان حیدرزاده (هفشجان) 6- اصغر احمدی (تبریز) 7- احمد خاتونی (تبریز) 8- مرتضی عصاری (فردوس) 9- یونس شریعتمداری (مشهد) عکاس 10- مجید ثقفی (کرج ) روز سوم به تیم پیوستند 11- سعید ورزند (تبریز) روز سوم به تیم پیوستند 12- سعادت لطفی زاده (اصفهان) مسئول ثبت نام و هماهنگی ، سرپرست تیم اول ، گزارش نویس چند وقتی بود که نام غار سم ، غارنوردان اصفهانی را برآن داشته بود تا برنامه ای جهت پیمایش این غار اجرا نمایند. با اعلام به دفتر مرکزی انجمن تاریخ 12 الی 15 خرداد 1391 انتخاب گردید . از نوروز تمامی کسانی که قصد شرکت در این برنامه را داشتند تمرینات خود را شروع و به طور مستمر ادامه دادند تا چند هفته قبل از برنامه که سرپرست اعلام مینماید به دلیل همزمانی با برنامه امداد و نجات مراغه تاریخ برنامه سم به 26 الی 29 خرداد تغییر یافته است به همین دلیل و به خاطر مشکلات شخصی اکثر دوستان اصفهانی نتوانستند ما را در این برنامه همراهی کنند و تنها دو نفر از اصفهان به همراه دیگر دوستان شهرستانی عازم غار عظیم سم شدیم . ضمنا با اینکه خانمها نیز قصد اجرای برنامه ای مشابه دارند متاسفانه فقط یک خانم آن هم میهمان در این برنامه حضور داشت. روز شمار برنامه جمعه ساعت 9 صبح همگی در روستای نام نیک از توابع شهرستان شاهرود جمع شده و پس از صرف صبحانه و چیدن لوازم و کوله ها در پشت دو عدد تراکتور(عکس 1 )، مسیر صعب العبور بین روستا و دهانه غار را حدودا دو ساعته طی مینماییم.
بالاخره ساعت 12 ظهر بر روی یالی که از یک طرف به غار سم و از طرف دیگر به غار نیک مشرف است کمپ خود را برقرار میکنیم.(عکس 3 )
پس از صرف ناهار و کمی استراحت همگی نفرات لوازم عمومی خود را ( اعم از طناب و کارابین ) در اختیار مسئول فنی قرار میدهند .(عکس 4 ) سپس طبق نقشه فنی غار که به زحمت مربی خوبمان علیرضا بلاغی تهیه شده و میزان طناب برای هر کارگاه و تعداد کارابین های لازم در آن به طور کاملا دقیق مشخص گردیده (عکس 5 ) ، همه وسایل پس از تست شدن و متر کشی دقیق طنابها با متر لیزری (عکس 6 ) ، به صورت مجزا داخل 7 عدد کوله غارنوردی چیدمان شده و روی هر کوله شماره چاه های مورد نظر قید میشود.(عکس 7 )
پس از این مرحله با نظر مسئول فنی و سرپرست برنامه به سه تیم 5 ، 3 و 2 نفره تقسیم میشویم. تیم اول (عکس 8 ) به سرپرستی سعادت می بایست تا چاه 9 طناب ریزی کنند (3 کوله حدود 140 متر طناب) . تیم دوم (عکس 9 ) به سرپرستی عبدالرضا تا چاه 14 را طناب ریزی میکنند ( 2 کوله حدود 160 متر طناب ) و تیم سوم ( بهروز و مهرنوش ) در محل کمپ باقی می مانند.
پس از آماده شدن ، تیم پیش رو راس ساعت 19 روز جمعه 26 خرداد با بدرقه دوستان وارد غار میشوند. طبق نظر سرپرست تیم ، یک نفر پس از چاه اول و دو نفر دیگر هم پس از چاه دوم راه بازگشت پیش میگیرند و دو نفر باقی مانده به طناب ریزی تا چاه 9 ادامه داده و ساعت 24 از غار خارج میشوند. زیر چاه دوم دو عدد جمجمه انسان وجود دارد که بازدیدکنندگان می بایست فوق العاده مراقب باشند تا با ریزش سنگ آسیبی به آنها وارد نگردد ضمن اینکه بر روی جمجمه ای که دقیقا زیر مسیر فرود است سنگی به صورت درپوش جهت محافظت قرار داده شده است. تیم دوم هم که ساعت 21 وارد غار شده ، پس از تکمیل طناب ریزی تا چاه 14 ، ساعت 2 بامداد شنبه 27 خرداد از غار خارج شده و به استراحت می پردازند. روز دوم مجددا بانظر سرپرست به سه تیم تقسیم میشویم . قرار بر این شد که تیم اول (عکس 10 ) می بایست مابقی طنابها ( 3 کوله حدود 280 متر طناب ) را تا چاه 14 حمل کنند.
تیم دوم ( عکس 11 ) از چاه 14 تا 18 را طناب ریزی کرده و مابقی طنابها را نیز تا سر چاه 19 برده و منتظر تیم سوم بماند . تیم سوم هم ( عکس 12 ) در چاه 19 به تیم دو پیوسته و با نظر مسئول فنی ، نفرات تیم حمله مشخص گردد. یک نفر هم ( یونس ) در کمپ باقی خواهد ماند. تیم اول راس ساعت 10 صبح شنبه 27 خرداد وارد غار می شوند و پس از اندکی ، یکی از نفرات به دلیل ضعف جسمانی انصراف داده و از غار خارج میگردد. تیم دوم ساعت 12 وارد شده و در چاه اول با تیم یک برخورد می نماید. با کمک یکدیگر طنابها را به چاه سوم می رسانیم . در چاه دوم یک نفر و در چاه سوم دو نفر دیگر از تیم اول به دلیل ضعف جسمی و روحی راه بازگشت را پیش گرفته و با نظر سرپرست تیم دوم ، نفر آخر تیم اول نیز برای همراهی ایشان باز می گردد. به دلیل به هم ریختن محاسبات اولیه ، تیم دوم که با 3 کوله و 280 متر طناب روبروست ، دو کوله و مجموع 180 متر طناب را حمل و کوله دیگر که 100 متر طناب در خود جای داده است را برای حمل توسط تیم سوم در زیر چاه 3 باقی می گذارد. تیم دوم ضمن اصلاح برخی کارگاهها و ریبلی ها ، تا سر چاه 19 را طناب ریزی می نماید. تیم سوم هم که ساعت 14 وارد غار شده در چاه 18 به تیم دو می پیوندد. در اینجا ( بالای چاه 19 ) به دلیل اینکه در مابقی مسیر درگیری با آب وجود دارد با نظر مسئول فنی ، یکی از نفرات راه بازگشت را پیش می گیرد و سه نفر باقی مانده چاه 19 را فرود میرویم.
بدلیل پیدا نکردن یکی از ریبلی ها و فرود زیر آبشار و برودت هوا ( حدود 5 درجه بالای صفر ) یکی از نفرات زیر چاه 20 دچار لرز موضعی میگردد. بلافاصله با پتوی نجات او را پوشانده و با شمع گرما را برای وی تامین میکنیم. پس از اطمینان از بی خطر بودن وضعیت جسمانی همنوردمان و درخواست از وی جهت باقی ماندن زیر پتوی نجات ، به مسیر ادامه میدهیم و پس از حدودا 80 متر طناب ریزی دیگر به عمق 406 متری غار فنی سم دست می یابیم. ساعت 20 شنبه 27 خرداد است. رطوبت بسیار بالا مارا از گرفتن عکس در انتهای غار که دیگر به صورت کاملا افقی درآمده است محروم می نماید. هردو نفر می دانستیم که تازه ماراتون دیگری شروع شده و باید هرچه سریعتر به فکر بازگشت بود. سریعا خود را به دوستمان زیر چاه 20 رسانده و با کمی دلگرمی لفظی و دادن روحیه ، چاههای 20 و 19 را که در مجموع حدود 130 متر می باشد را صعود میکنیم. با این یومارکشی سنگین کمی گرما به بدنهایمان برمیگردد هرچند که زیر آبشار صعود میکردیم. در اینجا ( بالای چاه 19 ) با نظر جمعی و برای جلوگیری از سرمازدگی ، از همنوردمان میخواهیم تا راه بازگشت را پیش بگیرد ، ما دو نفر نیز بلافاصله با جمع کردن طنابها شروع به بالاروی میکنیم. چه بالارفتنی ؟!! طنابهای خیس با وزنی دوبرابر ، لباسهای خیس با وزنی چند برابر و سرمایی طاقت فرسا باعث شده بود تا انرژی ما تحلیل برود ولی ما کمر بسته بودیم تا طنابها را به چاه 14 برسانیم. بالاخره با همکاری دو نفره 280 متر طناب خیس را به زیر چاه 14 میرسانیم ، پس از مقداری استراحت و خوردن تنقلات ، با گماشتن طنابها برای جمع آوری در روز بعد قبل از اینکه از سرما یخ بزنیم !!! سبک بار ادامه مسیر میدهیم و در ساعت 4 بامداد یکشنبه 28 خرداد پس از حدود 16 ساعت غارنوردی سنگین به دهانه غار میرسیم و با استقبال گرم دوستان که تا آنوقت سحر بیدار مانده بودند روبرو می شویم ، لحظه ای فراموش نشدنی و توصیف ناپذیر . هوا کم کم رو به روشنایی است که به خوابی عمیق فرو میرویم .( عکس 13 )
یکشنبه 28 خرداد روز جمع آوری کامل طنابهاست ، دو نفر از دوستانمان (مجید ثقفی و سعید ورزند) نیزدر این روز به ما می پیوندند. این بار به چهار گروه تقسیم میشویم ، تیم اول ( مجید و سعید ) ساعت 14 وارد غار شده و طنابها را از زیر چاه 14 به چاه 6 میرسانند. تیم دوم ( عبدالرضا، ایمان ، کیانوش و یونس) به همراه تیم اول طنابها را به بالای چاه اول رسانده و در آنجا تیم سوم (اصغر و مهرنوش) نیز به آنها اضافه شده ودر یک کارتیمی زیبا 580 مترطناب و ابزارهای جانبی به خارج غار منتقل میگردد و مورد استقبال تیم چهارم ( بهروز ، سعادت ، احمد و مرتضی ) قرار میگیرند. ساعت 21 است که پایان پیمایش کامل غار سم اعلام میگردد. غار نیک بلافاصله پس از خروج دوستان از غار سم با تشکیل گروهی چهارنفره ( سعادت ، عبدالرضا ، احمد و یونس ) جهت پیمایش غار نیک آماده می گردیم. غار نیک دقیقا پشت یال غار سم با حدود 100 متر فاصله است. ساعت 23 یکشنبه 28 خرداد را نمایش میدهد. با نظر سرپرست قرار بر این میشود فقط تا کف تالار دوم که جمجمه های انسان و حیوانات متعددی در آن وجود دارد فرود رویم ، به همین جهت دو حلقه طناب 60 و 50 متری با حدود 15 عدد کارابین همراه میبریم . کارگاه اول درختی تنومند چند متری بالاتر از دهانه سینک هول مانند غار است. طناب 60 متری خود را به آن گره زده و پایین میرویم. درخت دیگری دقیقا بالای دهانه است، ازآن به عنوان یک ریبلی استفاده کرده (عکس 14) و پس از فرودی 10 متری به کف سینک هول میرسیم
وجود توده برفی یخ زده در کف در آغازین روزهای تابستان مارا به وجد می آورد. انتهای سمت راست سینک هول دهلیز فوق العاده باریکی وجود دارد که یک رول در مدخل آن نصب شده است و با شیبی ملایم به سمت پایین میرود ( عکس 15 ) با حمایت طناب وارد سوراخ که طول آن حدود 5 متر است می شویم. دهانه آنقدر باریک است که حتی ضخامت کرول گاها مانع از حرکت میشود هرچند که بالا آمدن از این دهلیز هم داستان دیگری است !! L (عکس 16 )
بلافاصله پس از اتمام دهلیز چاهکی 4 متری وجود دارد که می بایست مراقب بود. یک ریبلی هم بالای این چاهک نصب شده ، با کمی فرود و تراورس به کارگاه دو نقطه ای با 20 متر عمق میرسیم. با فرود از این کارگاه به کف تالار اول رسیده که طناب 60 متری نیز به پایان میرسد. سمت چپمان دهلیز دیگری با ارتفاع حدود 120 سانتیمتر وجود دارد که تک رولی به عنوان lifeline ابتدای آن نصب گردیده است (عکس 17 ). پس از حدود 4 متر تراورس و زدن کارگاهی دونقطه ای مجبوریم !!! از شکافی با عرض 30 سانتیمتر فرود رویم. البته همیشه فرود رفتن آسانتر از بالا آمدن است ....
بعد از 15 متر فرود به کارگاه دونقطه ای دیگری رسیده که چاهی 30 متری زیر آن قرار دارد. اواسط چاه هم با عبور از یک ریبلی به کف تالار دوم که پر از تکه های استخوانی است میرسیم و پس از کمی استراحت و لذت بردن از زیبایی های آن راه بازگشت را پیش گرفته و ساعت 2 بامداد دوشنبه 29 خرداد از دهانه خارج میشویم. ساعت 11 همین روز پس از برگزاری جلسه انتقاد و پیشنهاد و بحثهای فنی ، با تراکتور به نام نیک سپس با مینی بوس به شاهرود و از آنجا هریک از دوستان با امید دیداری مجدد راهی شهر و دیار خود گشتند نکات قابل ذکر : 1- میزان طناب مورد نیاز حدود 580 متر 2- میزان کارابین مورد نیاز حدود 80 عدد ( پیچ و ساده ) 3- اطلاع کامل از توانایی های روحی و جسمی خود و همنوردان 4- استفاده از نقشه های فنی و ... توصیه میشود 5- چک کردن مداوم هارنس پس از عبور از دهلیزهای تنک 6- استفاده از لباسهای گرم و مناسب به خصوص لباس ضد آب برای قسمتهایی که درگیری با آب وجود دارد 7- احتیاط فراوان در چاه دوم برای جلوگیری از آسیب به جمجمه های زیر آن 8- در نقشه های فنی طنابی 60 متری برای چاههای 4 و 5 ( و 6و7و8 ) در نظر گرفته شده که جهت راحتی بیشتر سه تکه طناب به ترتیب 10 و 15 و 35 متری مورد استفاده قرار گرفت. 9- در گزارشات قبلی اعلام شده بود که پلاکها تا چاه 3 جمع آوری شده ولی ما با کارگاه بدون پلاکی مواجه نشدیم. با آرزوی موفقیت برای همه دوستان غارنورد سعادت لطفی زاده |
گزارش تصویری پیمایش جنگل فندقلو اردبیل
برنامه مشترک کوهنوردی تعطیلات خرداد
به اطلاع همه همنوردان عزیزی که تمایل دارند در برنامه ۴ روزه به دره زیبای شمخال در شهرستان درگز ، خراسان شمالی شرکت کنند میرساند . تا تاریخ ۵/۲/۱۳۹۱ با این شماره ۰۹۱۵۵۳۴۵۴۵۲ تماس بگیرند .
تاریخ اجرای برنامه : ۱۰الی ۱۴ خرداد ۱۳۹۱
وسایل لازم : کوله مناسب ،کفش مناسب ، بیمه ورزشی ، کیسه خواب ، مبلغ ۴۰۰۰۰ تومان فقط جهت ایاب ذهاب و وعده غذایی به تعداد روز های برنامه
گزارش اولین گردهمایی تخصصی دره نوردی

عشق کوهنوردی
ما فاتحان
خام فتحهاي بي فايده نيستيم. حكايت ما، حكايت بازجستن روزگار وصل است.
دراين ديرگاه دورماندن از اصل خويش، دراين هجوم تكنولوژي دردسر ساز وجنگ
طلب.
كوهنوردي عشق به طبيعت است. عشقي به پاكي چشمه سار، به سبزي جنگل، به نيلگوني دريا، به صلابت سنگ، به لطافت گل، به فروتني خاك، به سپيدي برف، به توفندگي طوفان، به سبكي نسيم وبه سنگيني كوه.
كوهنوردي عشق به طبيعت است و عشق به طبيعت، ورزش ما نيست، باور ماست، زندگي ماست. به راستی که کوهنوردی فقط ورزش نيست، کوهنوردی يک روش زندگی است. روشی که در آن يک سيب بين همه اعضاء گروه تقسيم می شود. روشی که در آن قوی ترين عضو گروه به پای ضعيف ترين راه می رود. راهی که رقابت ندارد که به رهروانش حقوق نمی دهند و ايشان را نيازی به سوت وکف مشوقان درقله نيست. ناجی بی منت يکديگرند.گروه می سازنند تا دل جوانان به سنگ بند کنند تا به ننگ بند نشود.مزدشان معراج روح است و تشويقشان نوازش باد. قانونشان عشق است و قانون گذارشان معشوق عشق به طبيعت، عشق به زندگي است و زندگي تجلي عشق است و مرگ آنجاست كه عشق نيست...

تصاوير کوهپيمايي سنج
با عرض معذرت از اينکه تصاوير کمي دير تر در وبلاگ گذاشته شد .تاخير به خاطر مشکل در اينترنت ما بود وانشاله دوستان خواهند بخشيد

منبع این گزارش تصویری دوستان عزیز در هیئت کوهنوردی بشرویه
کوهپیمایی جمعه 15/2/1391
ارتفاعات کوران
ساعت ۶ صبح
برنامه یک روزه
نیمه سنگین
جهت اعلام آمادگی خود و شرکت در این برنامه با برادر آزموده تماس بگیرید .
در صورت امکان درباره طناب ها و گره ها مطالعه بفرمایید .
نحوه بستن کوله و دسترسی آسان به لوازم آن
کوهپیمایی در مسير سنج و کمنايي "شهرستان بشرویه"
هو المحجوب
هفته پیش همین وقتا بود که همنورد و پیشکسوت ما جناب عارفیان عزیز ما رو طی فکسی به برنامه استانی آبگرم دیدنی شازده علی دعوت کرده بودن و ما هم برای حضور در این برنامه اعلام آمادگی کرده بودیم . وسطای هفته خبر لغو و تدارک برنامه جداگانه با تلفن به من داده شد که مورد قبول دوستان واقع شد .
به عزیزانی که اعلام آمادگی کرده بودن برای این صعود خبر دادیم و تعدادی از دوستان اعلام آمادگی خودشون رو قطعی کردن . با مراجعه به تربیت بدنی و هماهنگی بابت مینی بوس همه دوستان رو قرار بر ساعت 13 روزپنج شنبه 7 /2/91 وعده دیدار دادیم برای حرکت به سمت بشرویه که با خلف وعده دوستان ساعت 13:30 دقیقه برای دفترچه راننده بهسمت ترمینال حرکت و نهاایتا 14 از فردوس راه افتادیم ساعت 15 به بشرویه رسیدیم و دوستان عزیز ما در هلال احمر بشرویه منتظر ما بودند و بعد خوش و بش و عرض ادب کوله ها رو در وانت گذاشته و به دنبال ماشین جناب عارفیان دبیر محترم هیئت کوهنوردی بشرویه به سمت ازروستاي درنيچ نظر به راه افتادیم . ساعت 3:45 بعد از پیاده شدن و گرم کردن بچه ها کوله ها رو برداشه و پشت سر سرقدم و همنورد عزیزمان مجتبی آفاقی به راه افتادیم .
در راه با دیدن چشمه های پر آب که بر تعجب ما می فزود با آوازی از جنس رفاقت که فضای کوهستان رو پر طراوت تر میکرد ، طی مسیر میکردیم . تعجب از این بابت بود که ما همیشه بشرویه رو به دید کویرش میدیدیم اما دیدیم که کوهستانش هم نشانی از وفای دل باصفای همنوردای ما در این شهر داره .
در راه توقفی کوتاه و نظاره همنوردای نازتر از برگ درخت منو به این فکرانداخت که چقدر خوبه همیشه این رفاقتا که آدما رو از رقابتای زندگی روزمره دور میکنه به رخ مردم شهر نشینی کشیده بشه که توهم استراحت رو روی مبل راحتی و . . . . میدونن . با صدای سر قدم دوباره به راه افتادیم . صدای بلبلکان و دوستان همنورد ما رو از گذر زمان دور کره بود نزدیکای غروب خورشید به روستاي سنج رسیدیم و بعد نرمشی که برای سرد کردن بچه ها بود دور هم یه چند تایی عکس یادگاری انداختیم و آتیشی به بهانه دور هم بودن درست کردیم و چایی که طعمش در هیچ قوری چینی نمیشه درست کرد و به خورد نجابت رفاقتای کوهستان دادیم با تاریک شدن هوا و برپایی چادرها دور آتیش بچه ها از خاطرات و معرفی و بیوگرافی و این جور حرف و نقلها به موقع ملکوتی شام رسیدیم بچه های بشرویه برای ما کشک و قروتی تعارف کردند که طعمش هنوز زیر زبون ما مونده هر کدوم از بچه ها هر چی داشت رو پای آتیش آورد و جای همه خوانندگان گزارش خالی که سفره ای رنگین داشتیم .
تا ساعتای 23:30 که یه جورایی خاموشی کمپ بود کیسه خواب ها انداخته شد و بچه ها هم جا هاشون انداخته شد برای خانومای فردوس یه چادر شش نفره تدارک دیده بودیم و آقایون هم با نظاره بر ستارهای آسمان صاف اون منطقه شب رو به صبح رسوندن .
صبح با حرکت دوستانی که برا نماز صبح بلند شده بودن بلند شده و دوستان رو به ضیافت الهی دعوت کرده و آتیش خاموش شده رو دوباره برپا کردیم و صبحانه که از مهترین وعده های کوهنوردی به حساب میاد رو مهیا کردیمو ساعتای 8:40 دقیقه از پاکوبی سوای پاکوب روز قبل از مسير زيباي کمنايي به سمت ماشین ها حرکت کردیم . در مسیر عکس ها گرفته و آواز ها دوباره خوانده می شد . گویی همه ۲۸ شرکت کننده این برنامه همدیگر را سالیان سال است که میشناسند که بدین سان نغمه رفاقت سر میدهند . با استراحتی کوتاه دوباره راه می افتیم ، به چشم سار های پر آب میرسیم گروهی دیگر از دوستان کوهنورد بشرویه رو میبینیم که هنوز کمپ خود رو جمع نکردند و با استراحتی کوتاه در محل چشمه ها دوباره به راه می افتیم . و در راه نظارگر عشایری میشویم که در حال فعالیت روزانه خود اند با خود تا انتهای مسیر به این فکر می افتم که آیا اینان لذت زندگی را دچارند یا منی که هفته ای یک بار آن هم به مدت کوتاه بر کوهستان گام میگذارم .
با رسیدن به محل ماشین ها و نرمش برای خنک کردن دوستان و خدا قوت به همه بچه ایی که ما رو در این برنامه تحمل کردن سوار مینی بوس شده و به پایگاه امداد و نجات شهرستان بشرویه برگشتیم با تشکر از دوستان و برداشتن کوله ها و وسایل از وانت دست خداحافظی رو سمت دوستان دراز کردیم که با اصرار دوستان برای پذیرایی ما رو به سمت رستوران نزدیک پایگاه راهنمایی کردند با صرف نهار و حرکت کردیم به سمت فردوس . ساعت حدود 15 روز جمعه به اداره ورزش و جوانان شهرستان فردوس رسیدیم . با بچه ها تا دیدار بعد خداحافظی کردیم .
در آخر بر خودم واجب میدونم از همه دوستان و همنوردان دلی که ما رو در اجرای این برنامه ها یاری کردن مخصوصا از جناب عارفیان دبیر محترم هیئت کوهنوردی شهرستان بشرویه برای اجرای این برنامه دلپذیر تشکر کنم . و در انتظار تشریف فرمائی دوستان به شهرستان فردوس و جبران زحمت های داده شده .
گزارش تصویری در آینده نزدیک
کوهپیمایی عمومی آخر هفته
کوهپیمایی آخر هفته پنج شنبه و جمعه
تاریخ حرکت از فردوس : ساعت ۱۳:۴۵ روز پنج شنبه ۷/۲/۱۳۹۱ از جلوی استادیوم ورزشی شهید درخشان
وسایل لازم :
کوله پشتی مناسب - کیسه خواب - زیر انداز - باتوم ۲ عدد - جیره غذایی سه وعده کامل - آب - تنقلات و میوه
به همراه داشتن بیمه ورزشی الزامی میباشد .
دوستانی که تمایل دارند شرکت کنند با این شماره تماس بگیرند .
۰۹۱۵۵۳۴۵۴۵۲ عصاری
عیادت از یک همنورد
عیادت از یک همنورد
دیروز پای دیواره کله قندی بودیم و داشتیم فرود و صعود با بچه ها کار میکردیم که شنیدیم یکی از همنوردای گلمون " علی سیامکی" توی تصادف با موتور از ناحیه پا آسیب دیده قرار بر این شد که امروز رو بریم برا عیادت هماهنگیا رو یکی از بچه ها انجام داد و به اتفاق رفتیم خونه این همنورد خوشکلام و خنده رو که روی تخت دراز کشیده .
بعد احوال پرسی به سبک خودمون با همون هی کشیدنا از حالش جویا شدیم با یه نیگاه به اطراف و دیدن کلاه کاسکی که دوستان برا عیادت آورده بودن سر شوخیا باز شد و مثله همیشه شاکر و خنده رو برامون از تصادف خودش گفت و بازم الحمدولله که از ناحیه کمر یا سر آسیب ندیده بودن .
با گرفتن چند تا عکس یادگاری از دوستمون خداحافظی کردیم براش آرزوی بهبودی و هم قدم شدن در کوهستان رو داریم .
گزارش تصویری اولین همایش کویرنوردی فردوس
برای دیدن مابقی تصاویر به ادامه مطلب مراجعه کنید .
همايش كوه پيمايي و کوهنوردي استاني
همايش كوه پيمايي و کوهنوردي استاني
در مسير زيباي ارتفاعات سرند بشرويه تا آبگرم حمام مرتضي علي شهرستان طبس
زمان برگزاري : جمعه 8/۲/1391
پذيرش : از ساعت 18 روز پنج شنبه مورخه 7/۲/1391
مكان برگزاري : ارتفاعات غرب بشرويه
مهلت ثبت نام : 4/2/1391
هزينه ثبت نام براي هرنفر : مبلغ 10000 تومان
داشتن بيمه ورزشي براي شركت كنندگان الزامي ميباشد .
کوه قلعه فردوس 18/1/1391
روز سه شنبه رفتم اداره ورزش و جوانان تا کارای کوهپیمایی عمومی رو که توی تقویم ورزشی اومده بود رو انجام بدم که مطلع شدم شبکه بهداشت راهپیمایی عمومی برگزار کرده و تداخل داره و.... میخواستم برنامه رو کنسل کنم که پیامک رفقا منو واداشت که برنامه یه صعود دیگه بچینم .
با همکاری جناب سلیمی و دکتر میرزایی مینی بوس شبکه بهداشت قبول زحمت کرد تا برای روز جمعه ما رو برای قسمتی از مسیر ببره که از همینجا لازم میدونم از همه عزیزان تشکر کنم .
روز جمعه ساعت 6 طبق قرار استادیوم ورزشی شهید درخشان فردوس میعادگاهمون بود تا رسیدن و دیدن بچه ها و خوش و بش مینی بوس هم رسید ساعتای 6:30 از فردوس به سمت کوه باستانی قلعه شهرستان فردوس به راه افتادیم مسیر با توجه به خاکی بودن و سنگ لاخ بودنش ما رو واداشت تا بچه ها رو پیاده کرده و حض پیاده روی رو به بچه ها هدیه کنیم .
با کمی نرمش و گرم کردن بچه ها و کوله بستن شون ساعتای 7:20 دقیقه راه افتادیم به سمت کوه مسیر رو که از شهریور تا به حال نیومده بودم کلی با سرسبزی خودش منو متعجب کرده بود ساعتای 8:30 بچه ها رو برای صبحونه پای کوه استراحت دادم ساعتای 9 هنوز آماده حرکت شدیدم سر و صدایی ما رو متوجه عقب کرد ، حدودا بیست سی نفر با چوب و بیست لیتری آب و کتریای هیئتی سرو کلشون پیدا شد من که کنجکاو شدم جویای احوال شدم که گفتن از بچه های بسیج پایگاه شهید یکتا نژاد فردوسن.
بچه ها رو گفتم راه رو باز کنید بزارید برادران بسیجی جلو بیفتن که با انرژی زیاد راه افتادن و ما رو برانداز کنان جاگذاشتن سرعتشون برام جالب بود و این که هیشکدوم پیرو هیچ نظمی نبودن و به صورت دشتبان توی دره منتهی به قله شروع به حرکت کردند .
من که مسیر رو چندین بار اومده بودم و تنها راه صعودش رو که از دامنه کوه مقابل میدونستم به نظاره نشستم خلاصه پنج دقیقه نشد که گروه به بچه های بسیج رسیدن و چون از مسیر اصلی حرکت میکردن اونا روو جا گذاشتن یال کوه چند دقیقه ای به گروه استراحت دادم تا نفسا جا بیاد و مسیر اصلی رو به قلعه از سر گرفتیم .
ساعتای 10 با خوندن سرود ای ایران و یار دبستانی و ....وارد قلعه شدیم شروع کردم به توضیح در مورد قلعه و یه بیوگرافی ازش تعریف کردم و آب انبار ها رو نشون دادم و ... بعد استراحت کوتاهی حرکت کردیم تا قله و تاج قلعه خداییش هر بار پا به این قلعه میزارم یاد هنر نمایی و معماری بی نظیرش من مبهوت گذشته های شهرم میکنه .
با عکس یادگاری و یه استراحت یه ساعت و نیمه کم کم بچه ها رو متقاعد برای برگشتن کردم که با یه منظره دلخراش از برادران پایگاه شهید یکتا نژد روبرو شدم اونم برپا کردن آتش در تنها قسمت باقی مانده این بنای زیبا بود و آه از نهادم بلند شد.
خلاصه ساعتای 12 بود که به سمت فردوس حرکت کردیم که با دیدن انرژی مونده در بچه ها تصمیم به حرکت در یال روبروی قلعه کردیم تا محل قرار مینی بوس که هماهنگ شده بود ساعت 13:30 دقیقه ما رو در محلی که پیاده کرده بودن سوار کنن بگذریم که با دیدن گل های لاله زیبای کوه مجاور قلعه یک بیست دقیقه ای دیرتر به محل قرار رسیدیم اما این روز هم خاطره ای شد به یاد ماندنی در محضر همنوردان فردوسی من .
گزارش برنامه اولین همایش کویرنوردی فردوس
هو المحبوب
تقریبا چند سالی بود که سودای برگزاری یه همایش کویر نوردی رو توی ذهنم داشتم و با بچه ها در میون میذاشتم خیلیا میگفتن بلند پروازیه خیلیا میگفتن نشدنیه اما بعد از برگشتن به شهرم و آشنایی با باصفا هایی از جنس کوه و کویر دل رو به دریای دلشون زدم و دست یا علی رو جلوشون برا برگزاری این همایش دراز کردم که روم رو زمین نذاشتن و یا علیش رو بلند گفتن
تقریبا اواسط اسفند بود که برای شناسایی منطقه با یکی از محیط بانای فردوس و دو نفر از همنوردام عازم منطقه پلوند شدیم هوای منطقه کم کم طوفانی شد و برای اولین بار بود که حض طوفان شن رو با پای برهنه حس میکردم نمیدونم چجور میشه بیان کرد راه رفتن ماسه از برابر دیدگانت روی عرض جاده رو، جالب اینجا بود که ابدا ترس موندن و خرابی ماشینی که نه کمک داشت و نه تجهیزات بیرون کشیدنش از توی مناطق ماسه ای به دلمون نمیومد چند نقطه رو با جی پی اس ثبت کردیم و در راه برگشت با یه حادثه کوچیک برخورد با یه تپه شنی که وسط جاده به وجود اومده بود به خیر گذشت به جاده اصلی رسیدیم .
اولین نشست بانوان کوهنورد استان با جناب گلرو ریاست محترم هیئت کوهنوردی استان
تشست بانوان کوهنورد استان با حضور ریاست محترم هیئت کوهنوردی استان ؛ دبیر هیئت کوهنوردی استان و نماینده بانوان خانه ورزش در تاریخ شنبه 91/01/26 ساعت 17 در سالن کنفرانس ستاد پشتیبانی برگزار گردید .
در این نشست جناب آقای گلرو ریاست محترم هیئت کوهنوردی استان خواستار نظرات ومشکلات کوهنوردان بانوی استان جهت برنامه ریزی ونوشتن تقویم ورزشی برای سال 91 شدند که در ابتدا اختصاص دادن دو کمیته هیئت کوهنوردی استان را به بانوان از تصمیمات خود بیان نمودند که قرار بر این شد که در جلسه ای که بانوان با حضور نائب رئیس استان می گیرند ضمن بررسی کمیته ها ومعرفی دو کمیته دارای توان به استان نسبت به کلیه کمیته ها در استان یک نفر بانو نیز به عنوان مسئول بانوان معرفی نمایند .
سپس بانوان نظرات ومشکلات خود را اعلام نمودند
- تعدد جلسات با هدف اشنایی بانوان کوهنورد با یکدیگر
- اعزام تیم بانوان به صورت مستقل به صعود های اخارج استانی
- توسعه سنگ نوردی سالنی وطبیعی بانوان
- اختصاص تایم زمانی جهت استفاده از دیواره سالن سرحدی
- برگزاری مسابقات سنگ نوردی
که این موارد به بحث گذارده ونظرات بانوان نیز اخذ گردید ودر انتها جناب آقای گلرو نسبت به اجرای کوهپیمایی اختصاصی در سالروز وگرامیداشت مقام زن برای بانوان وانتخاب منتخبین این برنامه ومعرفی آنان به استان جهت اجرای دو برنامه خارج استانی به صورت مستقل برای بانوان در سال جدید قول مساعد دادند
اختصاص سالن ومشخص نمودن تایم برای بانوان به نماینده بانوان خانه ورزش سپرده شد
ودر خصوص مباحث سنگنوردی در صورت جلسه قبلی هیئت استان تصمیم اخذ گردیده بود که بانوان نیز به صورت مجزا در آن برنامه ها حضور خواهند داشت وتیم منتخب نیز به استان معرفی وبرپایی اردوهای امادگی تیم سنگ استان از دیگر مصوبات این جلسه بود
در پایان از حضور کوهنوردان بانوی استان خصوصا شهرستانی های عزیز جهت شرکت در جلسه قدردانی میگردد .
اولین همایش کویرنوردی فردوس
مهلت ثبت نام : پایان وقت اداری روز پنج شنبه ۲۴/1/1391
محل ثبت نام : اداره ورزش و جوانان شهرستان فردوس
مدارک ثبت نام :
دارا بودن اصل کارت بیمه ورزشی سال 1391
تکمیل فرم ثبت نام - مبلغ 10 هزار تومان هزینه پیمایش
تاریخ پیمایش : مورخه جمعه 25/1/1391
زمان پذیرش :
ساعت 6 صبح استادیوم ورزشی شهید درخشان فردوس
مدت برنامه : برنامه یک روزه
پایان پیمایش : ساعت 18 روز 25/1/1391
پذیرایی از شرکت کنندگان در مدت همایش بر عهده
هیات برگزارکننده ( هیات کوهنودی فردوس ) می باشد .
برنامه های جانبی :
بازدید از نمونه در معرض انقراض گور ایرانی
پیمایش بلندترین تپه های شنی شرق کشور
برگذاری مسابقات طناب کشی
والیبال ساحلی - فوتبال ساحلی - شتر سواری
و اجرای موسیقی سنتی
گزارش تصویری همایش ساحل پیمایی و مریخ نوردی چابهار 1390/12/1


4روز و 3 شب در چابهار(قسمت دوم)
4روز و 3 شب در چابهار
( همایش کشوری ساحل پیمایی ومریخ نوردی چابهار)
قسمت دوم:
صبح روز دوم رو با یه لگد جاننه از طرف مجتبی آفاقی که داشت منو برا نماز بیدار میکرد شروع کردم،خودمونو با چایی و یه صبحونه مفصل تقویت کردیم و با مجتبی وحسین وعبدالباسط که از دوستای خوبم توچابهار هستش وتو این همایشم تا آخر همپای هم بودیم دور کمپ راه افتادیم و با آواز خوانی همرو از تو چادراشون کشیدیم بیرون تا آماده رفتن و پیمودن مسیر بشن. فراموش کردم بگم پزشک همایش آقای امین خاماچی دیشب رو تو چادر ما و کنار من خوابیده بود که نصف شبی منو بیدار کرده بود و...
پیمایش کویر بشرویه
اواخر آبان ماه سال نود همایش بزرگ کویر ملی بشرویه در شهرستان بشرویه برگزار شد به اتفاق دو تن از دوستان که اعلام آمادگی برای شرکت در پیمایش کرده بودند ساعت 6 صبح از فردوس راه افتادیم به سمت کویر ملی بشرویه و 6:45 به بشرویه رسیدیم تا پذیرش شدن و صرف صبحانه در سالن والیبال استادیوم بشرویه سوار بر 2 تریلی بارکش راه افتادیم به سمت محل برگزاری ساعتای 10 به محل رسیدیم پیاده شدیم و به دنبال جلودار راه افتادیم مسیر به نسبت طولانی بود و بسیار از رمل های زیبایی گذر میکرد به گونه ای که چندین بار برای لمس ماسه ها یورش بردیم و بعد استراحت حرکت میکردیم اقلب آشناهای کویر میدونن توی آبان ماه کویر با سردی هوا و خشک بودنش فرصت رو از جست و خیز مار و عقرب میگیره پس با در آوردن کفش خودشون به پیمایش ادامه میدن این بود که ما هم فرصت این پیمایش رو با همرنگ شدن با جماعت کویر نورد از دست ندادیم .



















بـســـم الله الــرحـــــمـن الــرحــــــیـم